نوشته : robah | درتاریخ :
یکشنبه 25 بهمن 1388 | موضوع :
شعر،
سلام سمیرا جان من باید فردا برم فردا26 ماه هستش اگه نتونستم بیام ببینمت منو ببخش باید می رفتم نگران من هم نباش كریه هم نكن درس هات هم خوب بخون من نمی خوام به خاطر من واحد بیاری باشه هر جا كه باشم اینو بدون خیلی دوستت دارم و تا آخر عمرم هم دوستت خواهم داشت مواظب خودت هم باش
نوشته : robah | درتاریخ :
جمعه 23 بهمن 1388 | موضوع :
شعر،
ღ♥ღ اتل متل جدایی...عروسکم کجایی،گاو حسن پریشون،یه دل داره پر از خون، عشقم که رفت هندستون خونم شده قبرستون ،یه عشق دیگه بردار،یه دنیا غصه بردار، اسمش رو بذار بچگی، تا آخر زندگی،هاچین و واچین تموم شد،عمر منم حروم شد... ღ♥ღ