
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتاد روی میز ورقهای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همه جا تار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم که این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا…
●●●●● برای خوانندن متن به[ادامه مطلب] مراجعه کنید ●●●●●
ارسال به دوستان
::شعر های عاشقانه زنده یاد نجمه زارع ::
برچسب ها:
اشعار عاشقانه از زنده یاد نجمه زارع
اشعار عاشقانه جدید
اشعار عاشقانه جدید از زنده یاد نجمه زارع
اشعار عاشقانه جدید از نجمه زارع
اشعار عاشقانه زیبا از زنده یاد نجمه زارع
اشعار فوق العاده زیبا و جدید
دانلود اشعار فوق العاده زیبا و جدید
شعر عاشقانه
شعر های عاشقانه زیبا از زنده یاد نجمه زارع
شعر های عاشقانه جدید از زارع
شعر های عاشقانه جدید از نجمه زارع
شعر های فوق العاده زیبا
شعر های فوق العاده زیبا امروز
شعر های فوق العاده زیبا و جدید